paintball

با دوستام رفتم paintball یه سری کارهایی کردم بسی تا مدت ها باعث شادی و سرورم میشدد نیشخندنیشخندنیشخند

- پریدم تو خاک ریز قل خوردم به سان این فیلمای جنگی (((:

- همون اول بازی الهه, فرمانده گروه مقابل رو تیربارون کردم و از بازی خارجش نمودم میخواست با دو تا دستاش خفم کنه (((:

- هرچی منو هدف گرفتن نتونستن منو بزنن که! آخرشم یه تیر خوردم ولی چون نترکید و رنگی نشدم از بازی هم خارج نشدم دماغ همشون سوخت (((:

- ترانه یه تفنگ دستش اومده بود مثل مسلسل صدا میکرد آدم زهره ترک میشد بعد یه گلوله به زور میداد بیرون همه کف کرده بودیمنیشخند

- آخر بازی الهه دستش رو به حالت تسلیم برد بالا که از زمین بره بیرون ولی من دیگه تیر اضافی داشتم دلم نمیومد بذارم هدر برن تا وقتی از زمین خارج شد با تیر زدمش اونم درحالیکه میدوید و منو فحش میداد با تمام سرعتی که میتونست داشته باشه از زمین خارج شد ((((=

- ملیکا خیلی خوب من رو ساپورت کرد دمش گرم نیشخند

- بازی که تموم شد از پشت یکی از سنگرها به حالت تسلیم الدوز و مژده دراومدن درحالیکه نه تیری زده بودن نه رنگی شده بودن فقط نشسته بودن نعره زدن های ما رو تماشا کرده بودن ترسوها (((:

من هیچوقت از این بازی کانتر خوشم نمیومد همش میگفتم چی داره این بازی ملت خودشونو میکشن براش! الان فهمیدم نیشخند

چرا ما سربازی نداریم؟ نیشخندنیشخندنیشخند

/ 4 نظر / 44 بازدید
ALONE

آره منم سر بازی دوست می دارم ولی خدایی ما اگه سربازی می رفتیم اونجا رو به گند می کشیدیم. ولی خوب بهتر دوسال وقتمون هدر نمیشه

من اگه لپ تاپ خودم بود بیشتر میومدم نمی تونم بیام الانم اقبال رفته مهمونی تو چرا دیگه پست نمی ذاری خرخون! دیگه نمی گم کی فکرشو می کرد یه روزی من بت بگم خرخون دیگه تغییرات تو و من و مهرساد و سمانه و هر کس دیگه ای برام عجیب نیست مثلا الان همین پست هر کیو اسم بردی 4 سال دیگه متخصص می شه اقبال اومد www.aparat.com/v/frli0/مچ_گیری_دزد_خوراکی_ها!!

بعدا

سیب آبی

چطوری بچه؟